أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

116

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خطاب رسول راست و مراد او و امّت او ؛ مىگويد كه : چون سعادت اين جماعت و شقاوت آن جماعت ترا معلوم گشت ثابت باش و استوار بر آنچه هستى از اقرار دادن به آنكه نيست هيچ خداى مگر او ؛ هضم كن و شكسته گردان نفس خود را به استغفار و آمرزش خواستن با كمال عصمت تو ؛ تا مؤمنان به تو اقتدا كنند و از معاصى توبه كنند و آمرزش خواهند . فرمودن رسول را بآمرزش خواستن براى امّتش كرامت امّت اوست از آنكه شفيع مجرمانست . ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه هر كه او چيزى نيابد كه به صدقه دهد گو برو و استغفار كن براى مؤمنان و خداى تعالى عالم است بباز - گشتن شما و مقام كردن شما . عكرمه گفت : فآوى « 1 » گشتن شما در اصلاب و مقام شما در ارحام ، يا گشتن شما در زمين براى تجارت و مقام شما در گور ، يا گشتن بروز در كارها و مقام شما در شب براى آرام . [ وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا ] مؤمنان مىگويند : چرا سورتى فرو نمىآيد كه درو امر باشد بجهاد پس چون فرو آمد سورتى محكم و در آن سوره ذكر قتال كرده شد تو ديدى كسانى را كه در دل ايشان شكّ است و نفاق در تو مىنگرند نگرستن كسى كه بيهوش شده باشد از سكرات مرگ و سختى جان كندن . قتاده گفت : هيچ بر منافقان سخت‌تر از آن نباشد كه در وى امر باشد بجهاد آنگه گفت : [ فَأَوْلى لَهُمْ ] نزديك باد بايشان آنچه آن را كاره‌اند . قتاده گفت معنى آنست كه عقوبت و آتش دوزخ اوليترست بايشان [ طاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ ] طاعت داشتن و گفتار نيكو گفتن بهترست ايشان را يعنى منافقان را بهتر آن بودى كه طاعت خداى تعالى داشتندى و سخن نيكو گفتندى از آنكه در وقت نزول آيت جهاد جزع كردند بر طريق استهزا گفتند : ما ذال قال آنفا ، [ فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ ] چون بجدّ شود كار و درست گردد و به آن جا

--> ( 1 ) - كذا در نسخ و الظاهر : « ثاوى » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « عكرمه گفت : بازگشت شما » .